![]() |
![]() |
|
| من را با سوتم دفن کنید |
سال 1383: بازی حساس دو تیم استقلال و سپاهان علی سامره مهاجم آن روز استقلال در موقعیت تک به تک با آرمناک پطروسیان دروازه بان سپاهان قرار می گیرد. اما قبل از اینکه ضربه را بزند پرچم کمک داور به نشانه آفساید بالا رفته است. داور هم در سوت خود می دمد. اما مهاجم استقلال بدون توجه به سوت داور به توپ ضربه ای می زند و توپ وارد دروازه می شود. داور مسابقه به سمت سامره می رود و کارت زرد به او نشان می دهد، بلافاصله دست در جیب پشتش می کند و کارت قرمز در هوا می چرخد. این اخطار دوم مهاجم استقلال بود. حاشیه ها شروع شد. فردای ان روز یک داور تیتر اول همه روزنامه های صبح بود: محسن قهرمانی
استقلال و سایپا. 1385 هر تیم در کورس قهرمانی بودند بازی فوق العاده حساسی بود. سایپا از حریفش جلو افتاده بود. در یک صحنه ناگهان داور مسابقه بدون اینکه اتفاق خاصی بیفتد ناگهان بازی را قطع کرد. همه متعجب بودند . باز هم دست آقای داور در جیب پشتی رفت. باز هم کارت قرمز آقای داور در هوا چرخید . اینبار سیاوش اکبرپور از زمین اخراج شد. بعدآقای داور گفت مهاجم استقلال هنگامی که از کنارش رد می شده به او توهین کرده. لحظاتی بعد داور مسابقه از وسط زمین دوان دوان به سمت نیمکت سایپا رفت و دوباره دست در جیب پشتی برد و کارت قرمزش را به دروازه بان ذخیره سایپا نشان داد . البته آقای داور بعدا اعلام کرد که دروازه بان ذخیره سایپا از روی نیمکت به او توهین کرده . یک نفر پرسید چگونه می توان در حضور بیش از شصت هزار نفر از وسط زمین صدای یک نفر روی نیمکت ذخیره را شنید. البته فردای ان روز اقای داور به این سئوال جواب داد: گوش های من به کلمات رکیک بسیار حساس است و حتی از پشت دیوار هم می توتند صحبت دیگران را بشنود. فردای ان روز همه روزنامه ها از گوش های حساس یک داور نوشتند. آن داور محسن قهرمانی بود
استقلال و راه آهن. همان سال استقلال همچنان در کورس قهرمانی بود. انها می بایست بعد از این بازی به مصاف رقیب سنتی خود – پرسپولیس- بروند. در آن بازی بازیکنان راه آهن دو بار در محوطه جریمه استقلال سرنگون شدند که هر دوبار هم پنالتی بود. اما داور مسابقه هر دو بار در میان تعجب همگان دستور به ادامه بازی داد. اما در یک صحنه کاملا واضح و در حالی که اشکارا مشخص بود در درون محوطه جریمه راه آهن هیچ اتفاقی نیفتاده داور مسابقه به سود استقلال اعلام پنالتی کرد. دقیقی بعد علی انصاریان که از پرسپولیس به استقلال آمده بود با دست زدن عمدی به توپ می بایست از داور یک اخطار دریافت می کرد اما باز هم آقای داور از دادن اخطار چشم پوشی کرد. علی انصاریان قبل از این بازی دو اخطاره بود و اگر این اخطار را دریافت می کرد بازی در مقابل پرسپولیس را از دست می داد. استقلال ان بازی را سه بر یک برد. اما جنجال ها ادامه داشت. اکبر میثاقیان سرمربی ان روزهای راه آهن گفت همشهری مان سرمان را برید. فردای آن روز مطبوعات از لطف بیش از حد یک داور به استقلال گفتند.باز هم تیتر اول روزنامه ها یک داور بود. محسن قهرمانی داور مشهدی همان داوری بود که اکبر میثاقیان از او نام برد
پرسپولیس و سپاهان. نیمه نهایی جام حذفی. ورزشگاه ازادی ورزشگاه ازادی لبریز از تماشاگر است. تیم مصطفی دنیزلی عزمش را جزم کرده تا با شکست سپاهان قهرمان جام حذفی شود. بازی تا دقایق بازی یک بر صفر به سود قرمزپوشان است. تنها چهار دقیقه به پایان بازی وقت هست همه چیز به نفع مردان قرمز پایتخت جلو می رود و ناگهان... مهاجم سپاهان در محوطه جریمه پرسپولیس سرنگون می شود. داور مسابقه با قاطعیت در سوت خود می دمد و به طرف نقطه پنالتی می دود. ان پنالتی گل می شود و بازی به وقت اضافه می کشد. ناگهان ورق برمی گردد. سپاهان با یک نمایش خیره کننده سه گل دیگر به پرسپولیس می زند و به فینال راه پیدا می کند و شاگردان مصطفی دنیزلی وداع تلخی با جام حذفی می کنند انهم جلوی چشمان صد هزار تماشاگر خودی. اما فردای ان روز همه از پنالتی مشکوک سپاهان صحبت می کنند. پرسپولیسی ها داور مسابقه را عامل ناکامی خود می دانند و جال اینکه اقای داور از ان بازی به عنوان بهترین قضاوت عمرش یاد می کند. فردای ان روز یک داور تیتر اول روزنامه های کشور شد. آن داور کسی نبود جز محسن قهرمانی
ملوان – پرسپولیس 1387
هفته دوم لیگ. بازی پرسپولیس و ملوان تا دقایق پایانی دو بر یک به سود قرمز پوشان در جریان بود . پرسپولیس 20 دقیقه تا یک برد شیرین فاصله داشت. اما همیشه یک اتفاق همه چیز را برعکس رقم می زند. بازیکن ملوان در محوطه جریمه به زمین می خورد. همین کافی است تا داور مسابقه در سوت خود بدمد. او دوان دوان خود را به محوطه جریمه می رساند.و با دست به سمت نقطه پنالتی اشاره می کند. در آن لجظه چشمان از حدقه درآمده پرسپولیسی ها جالب توجه است. آنها باور نمی کنند داور مسابقه اعلام پنالتی کرده باشد. صحنه آهسته گویای همه چیز است. حق با پرسپولیسی هاست. باز هم باید منتظر یک جنجال دیگر باشیم. روزنامه ها تیتر یک فردایشان را پیدا کردند. باز هم یک داور تیتر یک روزنامه شد. باز هم محسن قهرمانی داور آن مسابقه بود.
استقلال – ذوب آهن 1387
بازی استقلال و ذوب آهن تا اواسط نیمه دوم بدون گل مساوی در جریان است. عیسی اندوی دروازه بان بلند قامت ذوبی ها توپ ارسالی مهاجمان حریف را در دستانش میگیرد. لحظاتی اطرافش را می نگرد. سپس چند قدم به جلو حرکت می کند اما همچنان توپ در اختیارش هست. ناگهان صدای سوت داور همه را میخکوب می کند. داور از وسط زمین به سمت محوطه جریمه ذوب اهن حرکت می کند . او خطای شش ثانیه دروازه بان ذوب اهن را گرفته . باز هم یک اتفاق نتیجه بازی را تعغیر می دهد. همان توپ به داخل دروازه استقلال می رود و دقایقی بعد استقلال یک گل دیگر هم به ثمر می رساند تا ذوب آهن که در صدر جدول بود این بازی را ببازد. سرمربی ذوب آهن در پایان بازی از داور بازی به عنوان یک مخترع نام برد که همیشه قضاوتش همراه با نکاتی است که مخصوص به اوست. سرمربی ذوب آخن معتقد بود اگر داور مسابقه خطای شش ثانیه دروازه بان را اعلام نمی کرد تیمش هرگز گل نمی خورد. به هر حال باز هم یک داور تیتر یک روزنامه ها شد. اینبار هم ان داور مخترع نامش محسن قهرمانی بود
مس کرمان – راه آهن 1387
طبق اعلام کمیته داوران قرار بود محسن ترکی داور مشهدی این بازی را قضاوت کند. اما هنگامی که سوت آغاز مسابقه به صدا درآمد آن داور هیچ شباهتی به محسن ترکی نداشت. اینبار نیز یک بازیکن مس در محوطه جریمه سرنگون شد. اینبار نیز داور مسابقه در سوت خود دمید. اینبار نیز به سمت نقطه پنالتی رفت . اینبار نیز تصاویر آهسته نشان دادند که هیچ برخوردی بین بازیکنان بوجود نیامده. اینبار نیز جنجال در دقایق پایانی بازی یکی از بازیکنان راه آهن توپی را به سمت دروازه مس سانتر می کند بازیکن راه آهن در حالی که هیچ بازیکن حریفی در کنارش حضور نداشت با سر توپ را درون دروازه مس می فرستد اما داور مسابقه با سوت خود اجازه هیچگونه شادی را به راه آهنی ها نمی دهد. او خطای بازیکنان راه اهن را گرفته. اما تصاویر اهسته نشان دادند که هیچگونه خطایی صورت نگرفته. جنجال ها و حاشیه ها همچنان ادامه داشت. تیتر یک روزنامه ها اینبار نیز یک داور بود. داوری که به جای محسن ترکی به کرمان امده بود البته شباهت هایی نیز به محسن ترکی داشت. اون همنام محسن ترکی بود و البته همشهری او. نامش محسن قهرمانی بود.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و ششم آبان 1387ساعت 12:35 توسط امیرحسین |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
|
RSS
|